تبليغاتX
مشق عشق New Page 5

ما به دنیا امده ایم تا با اعمال خوب خود اخرتی زیبا برای خود خلق کنیم.
ای جلوه سپیده زیادم نمی روی
سلام دوستان عزیز

امروز می خوام یک شعر زیبا براتون بنویسم.امیدوارم که خوشتون بیاد.البته بعد از خوندن لطفا نظر یادتون نره.

  ای دل زمن بریده ٬  زیادم نمی روی                   وی پاز من کشیده ٬ زیادم  نمی روی

  ای رفته از برابر چشمم به کوی غیر                  اشکم به دیده دیده٬  زیادم نمی روی

  ای ساده دل کبوتر از  باز  بی خبر                      وز دست من پریده ٬ زیادم  نمی روی

  آن چشم را به روی چه کس بازمی کنی؟          ای آهوی رمیده  ٬  زیادم   نمی روی

  درسایه ی کدام نهالی  روم به خواب                  ای نخل بر رسیده  ٬  زیادم نمی روی

  دانم که امشبم به سحرگه نمی رسد                ای جلوه ی سپیده ٬  زیادم نمی روی

  تاخواند این غزل زمن ٬ آن سرونازگفت                ای بید قد خمیده  ٬ زیادم  نمی روی 

 

   معینی کرمانشاهی 


2 نوشته شده توسط رضا در جمعه 25 فروردین1385 و ساعت 1:2 قبل از ظهر |
عید امسال
سلام دوستان

می خوام از عید ۸۵ براتون بگم.ولی هیچ عیدی برای من مثل عیدپارسال نبود(یادش بخیر).

بگذریم٬ امسال جاتون خالی طبق معمول هرسال رفتیم شمال(رشت).فردای روزی که به رشت رسیدیم به سمت استارا حرکت کردیم.نمیدونم تاحالا اونجا رفتین یا نه.راه تقریبا طولانی و پراز چاله بود.

 

درطول مسیر فروشندگان گلیم رو تقریبا در حاشیه جاده می شد دید و واقعا که همشون زیبا بودند.

روزبعد به انزلی رفتیم که شدیدا مه بود و نتونستم عکسای خوبی بگیرم.شدیدا هم سرد بود.

شاید بهترین روز سفرمون روزی بود که به یکی از روستاهای شمال رفتیم به نام شاندرمن.

محیطی زیبا و ارام و پرازصفا.ما خونه یکی از بستگان نهار دعوت بودیم .نکته های جالبی اونجا دیدم که حیفم میاد بهتون نگم.اولا از نوع لباس پوشیدنشون براتون بگم

لباسهاشون جدیدترین مدروز بود.یعنی اگه اونارو میدیدین فکر می کردین همین الان از جردن اومدن.

من به شخصه اونجا به این نتیجه رسیدم که ما شهری ها چقدر بی ادب هستیم(البته خودم رو میگم ها)

از پیرگرفته تا جوون وقتی از کنار ما رد میشدن بدون استثنا بهمون سلام میدادن واقعا شرمنده شده بودیم

یه نکته جالب دیگه اینکه عصری وقتی می خواستیم برگردیم دیدیم ۲تا خونه اونورتر شام دعوتمون کردن.

غذاهای شمال رو هم که میدونین اصلا نمیشه ازشون چشم پوشی کرد.

 

در برگشت از اونجا به فومن رفتیم .حتما میدونید فومن پراز مجسمست.

یه روز هم به لاهیجان رفتیم .البته زیاد اونجا نموندیم .شهر واقعا زیبائیه بهتون پیشنهاد می کنم حتما اونجا برین.

خلاصه عید امسال هم گذشت.عزیزان شرمنده اگه خستتون کردم.برای همتون سالی پرازبرکت و موفقیت و از همه مهم تر سالی توام با سلامتی براتون ارزو می کنم.منو فراموش نکنین.

بدرود.


2 نوشته شده توسط رضا در چهارشنبه 16 فروردین1385 و ساعت 0:30 قبل از ظهر |
حرف اول

 

دوستان عزیز

سلام

من رضا۲۷ساله٬ مجرد و اهل تهران هستم.اومدم از همه چیز بنویسم.از عشق٬ مردم٬ خاطراتم و

از هر چیزی که بشه نوشت.

خیلی دوست دارم نظرات شما دوستان عزیز رو بدونم.انشاالله که با کمک شما بتونم معلوماتم رو

افزایش بدم.به وبلاگ این حقیر لطفا سر بزنید.

بدرود.


2 نوشته شده توسط رضا در دوشنبه 14 فروردین1385 و ساعت 0:3 قبل از ظهر |
!--- Flash Clock --->


www.irLearn.com

*
*
*
*
*
*
*
Www.Dlisladn.Com---> onLoad and onUnload Example